سید جمال اقیانوس علم و کمال
61 بازدید
تاریخ ارائه : 11/22/2014 11:44:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

اقيانوس علم و كمال
بمناسبت بزرگداشت ايام ارتحال آقاسيدجمال الدين گلپايگاني

*محسن اكبري شاهرودي
روزهاي پاياني ماه محرّم الحرام مصادف است با ايام ارتحال بزرگمردي از خطّه دانشمند پرور گلپايگان يعني آقاسيدجمال الدين؛ همو كه دوران شكوفايي خويش را در آغوش مادري نيكو سرشت و تحت تربيت پدري پارسا گذراند.
روح تشنه علم
دوران كودكي و نوجواني آن فقيه والامقام پر بود از معنويت؛ روزها را مشغول به تفكّر در آفرينش و شب‌ها را مشغول به انس با خالق. پس از آن كه چند سالي در گلپايگان به درس و تحصيل اشتغال داشت، در حالي كه 16 سال بيشتر نداشت عازم اصفهان گرديد و استعداد درخشانش نظر اساتيد را جلب كرد.
سال‌هايي از عمر شريفش را در اصفهان گذرانيده و بعد از آن قصد نمود روح تشنه علم خود را در اقيانوس علم نجف بپروراند.
اساتيدي نامدار
در عراق در محضر اساتيد بزرگواري همچون آيت‌الله العظمي آخوند خراساني، آيت‌الله العظمي آقارضا همداني، آيت‌الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي، آيت‌الله العظمي ميرزاي نائيني و اساتيد نامدار ديگري كه هر كدام ركني از اركان مذهب بودند كسب علم و بينش نمود.
نيل به مقام مرجعيت
آن دانشمند فرزانه دنبال شهرت و مرجعيت نبود و بسيار ناراحت مي‌شد كه كسي براي مرجعيت و شهرت ايشان قدمي بر دارد، حتّي نقل شده است كه ايشان مي‌فرمودند: كسي كه يك قدم براي مرجعيت بردارد، تأييد صلاحيتش مشكل است.
ليكن اين سنّت بي‌تبديل خداوند متعال است كه هر كس خود را براي خدا خالص گرداند خداوند او را بلندمرتبه مي‌گرداند. آن بزرگمرد فرزانه هم كه عمر خويش را خالصانه وقف خدمت به دين كرده بود، پس از سال‌ها تلاش در راه كسب معارف الهيه از كتاب و سنّت، و بعد از آن كه مرجع عاليقدر تشيع مرحوم آيت‌الله العظمي آقا سيد ابوالحسن اصفهاني قدس سره در سال 1365هـ.ق رحلت نمود، عليرغم بي‌ميلي، به مقام مرجعيت شيعه نائل شد و عده زيادي از شيعيان در عراق و ايران از وي تقليد مي‌كردند.
ارتباط با شاگردان
محضر پربركت وي به دليل كمالات و فضايلش بسيار پر بار، آموزنده و بيدار‌كننده بود. بسياري از اركان حوزه علميه و جهان تشيع، در زمان ايشان و بعد از وي، از شاگردان ايشان بودند.
ارتباط معنوي بين استاد و شاگردان در حدّ اعلاي خود بود به صورتي كه هر چند وقت يك بار ايشان با شاگردان نمونه خود مكاتبه مي‌كرد و محبّت و علاقه قلبي خود به آنان را اظهار مي‌نمود.
از باب نمونه يكي از شاگردان آن فقيه و مجاهد ولايي، مرجع معاصر علامه حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ لطف‌الله صافي است كه به حقّ، شاگردي نامدار و برجسته براي آن استاد عاليمقام است.
ارتباط بين اين دو استاد و شاگرد چنان بود كه علاوه بر اظهار لطف و احترام‌هاي شفاهي، نامه‌هاي متعددي از باب ابراز محبّت و ارادت به شاگردان برجسته، به ايشان داده بود و از آن جمله نامه‌اي است كه از باب تبرّك قسمتي از آن را مي‌آوريم:
"جناب مستطاب علم الاعلام عماد الافاضل العظام و نخبة العلماء الفخام ثقة الاسلام المؤيد المسدد آقاي آقا لطف‌الله صافي گلپايگاني دامت توفيقاته به عرض مي‌رساند انشاء‌الله تعالي وجود محترم از جميع مكاره، مصون و محروس است و لازال در استكمال قوه علميه و عمليه و جدّ و جهد در تحصيل علم و تهذيب اخلاق و ترويج شرع، مؤيّد و منصورند...
عزيزا! اين حال جواني را مغتنم بشمار و از بذل جهد در تحصيل علم كوتاهي نكن و تقوي كه ترك معاصي باشد كمال اهتمام را به او داشته باش كه اصل و اساسِ بلوغِ به هر سعادتي است، يعني بدانيد كه بدون ملكه تقوي امكان ندارد حصول حقيقت علم كه نور يقذفه‌الله في قلب من يشاء سواء كان متعلقاً بالاعتقاد أو بالعمل.
تقوا، قلب را پاك مي‌كند از همه ارجاس و تهذيب مي‌كند نفس را از مهلكات خبيثه و تصفيه مي‌كند از كدورات و پرده‌هايي كه مانع از ادراك حقائق است و جلا مي‌دهد به نور قلب و كم كم انسان به نظر در آثار و آفاق و انفس، آيات الهي و دلائل ربوبي مكنونه در آنها را مشاهده مي‌كند و بر اثر نظر در آفاق و انفس و تفكّر در آنها را درك مي‌كند ان في خلق السموات و الارض الآية؛ و سنريهم آياتنا في الافاق و في أنفسهم...
جان جنابعالي را دوست مي‌دارم و قابل ديدم، لذا زياد مصدع شدم. در تحصيل اهتمام كن، وقت را غنيمت بدان كه از كف مي‌رود و ديگر به دست نمي‌آيد..."
آري! او مرد خدا بود و شاگرداني در محضر علم و معرفت خويش تربيت كرد كه هر كدام خود استادي شدند براي تربيت انسان‌هاي تشنه دانش و بينش. مقامش متعالي و راهش پررهرو باد

http://www.jomhourieslami.com/1393/13930829/13930829_03_jomhori_islami_akhbar_dakheli_0012.html