حرفی است از هزاران ...
32 بازدید
تاریخ ارائه : 5/12/2014 9:40:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

حرفی است از هزاران ...
نوشتاری از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در مدح امیرالمؤمنین علی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

ایـن شرح بی‎نهایت کز وصف یار گفتند *** حــرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد

از شخصیت عظیم امیرالمؤمنین علی علیه السلام که بعد از رسول خدا صلّی‌‎الله علیه و آله و سلّم اشرف کلمات الهیّه، اکبر آیات ربّانیه، ادلّ دلایل جامعه، اتمّ براهین ساطعه، وسایل کافیه و مظهر العجایب و معدن الغرایب است و مالک کلّ عظمت‌های انسان مافوق و برتر و خلیفة ‎الله بر حق است و دوستی او، عنوان صحیفه مؤمن و علامت طهارت مولد است، اگر انسان، همه زبان‎های گویا را در دهان داشته باشد و با هر کدام از آنها جاودانه مدح و ثنا بگوید، از حرف نخستین مدح او، بیشتر نخواهد گفت.

در آن میدانی که پیامبر اعظم، عقل کل، خاتم رسل و هادی سبل صلّی‌‎الله علیه و آله و سلّم، بر حسب احادیث معتبر و مشهور بین‎المسلمین، از آن حضرت، آن همه تمجیدات و تعریفات رسا و پر از معنا فرموده باشد و او را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الإتصال و غیر قابل افتراق دانسته باشد، و گاه فرموده باشد:

«وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ لَا أَنْ‏ تَقُولَ‏ طَوَائِفُ‏ مِنْ‏ أُمَّتِی‏ فِیکَ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِی ابْنِ مَرْیَمَ لَقُلْتُ الْیَوْمَ فِیکَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ لِلْبَرَکَةِ؛ قسم به آن‌که جانم در دست اوست اگر نمی‌گفتند گروه‌هایی از امّتم آنچه که نصاری در عیسی بن مریم می‌گفتند به تحقیق چیزهایی درباره تو (علی علیه السلام) می‌گفتم که هیچ گروهی از مسلمانان بر تو نمی‌گذشتند مگر این‌که خاک پای تو را برای تبرّک برمی‌داشتند.»(1)
و گاهی با زبان معجزْ بیان و حقیقت‌ترجمان، فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِیَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ‏ کُتَّابٌ‏ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ؛ ای علی! اگر دریاها مرکب و درخت‌ها قلم و انسان‌ها نویسنده و جنّیان حسابگر شوند، فضائل تو را نمی‌توانند بشمارند.»(2)

یا ارزش یکی از میدان‌های جهاد آن مجاهد فی سبیل‎الله را در راه اعلای کلمة الله و دفاع از حق، افضل از عبادت جنّ و انس و یا تمام امّت معرفی کرده باشد، دیگران در مدح و ثناء آن حضرت چه می‎توانند بگویند؟! همه در برابر آفتاب جهان‌تاب محمدی و دریای بیکران علم احمدی صلوات‌‎الله علیه و آله، چون ذرّه و قطره، بلکه از آن هم کمترند.

حقیقت این است که با جمله‎ها و کلماتی که حروف آنها از بیست و نه حرف بیشتر نیست، نمی‎توان از بزرگ بنده خاص و مخلص خدا، که در آیات بسیاری از قرآن، خداوند متعال، خود او را وصف و مدح فرموده است، توصیف و ستایش کرد.

مدایح شایسته‎ای که از آن امام عظیم، رهبر موحّدان، پیشوای مجاهدان، سرور زهّاد و دادگران و امیرمؤمنان شده، هر چه رسا و شیوا بوده، به ناحیه‌ای از نواحی عظمت آن حضرت اشارت دارد.

آن که با این جمله‌ی کوتاه «إحتیاجُ الکُلِّ إلَیْهِ وَ إسْتِغْنائُه عَنِ الکُلِّ دَلیلٌ عَلى أنَّه إمَامُ الکُلِّ؛ احتیاج همه به او و بی‌نیازی او از همه دلیل بر این است که او امام همگان است.»(3) او را ستود و آن که در وصف کلامش می‎گفت: «کلامُهُ دُونَ کَلامِ الخَالِقِ وَ فَوْقَ کَلامِ الْمَخْلُوقینَ؛ کلام او پایین‌تر از کلام خالق و بالاتر از کلام بندگان است.»(4) همه و هر یک به منقبتی از مناقب آن حضرت اشارتی کرده‎اند.

با این همه که علما و حکما، چهارده قرن است از فضایل او گفته‎اند، تا علم، فضیلت، زهد، عدل و کمالات انسانی مورد ستایش است، آیندگان او را ستایش خواهند کرد.

و با این قصاید و اشعار بی‎شمار و هزارها کتاب و مقاله که پیرامون شرح شخصیت این انسان أکمل و والا نوشته‎اند و همه داد سخن را داده‎اند، باز هم همانند روزهای نخست برای گویندگان و اندیشمندان، مجال سخن باز و بلکه بازتر شده است.

همان‌طور که در احادیث شریفه بیان شده است، علی علیه‌‎السّلام معجزه‌ای است که خداوند به رسول گرامی‌اش خاتم الانبیاء صلّی ‎الله علیه و آله و سلّم عطا فرمود؛ معجزه‎ای که از همه معجزات انبیای گذشته، بزرگتر و حیرت‌انگیزتر است؛ و بجاست که بگوییم این سخن حضرت صادق علیه‌‎السّلام را:

«الصُّورَةُ الإنْسَانِیَّةُ هِیَ أکْبَرُ حُجَجِ اللهِ عَلى خَلْقِهِ وَ هِیَ الکِتابُ الَّذی کَتَبَه بِیَدِهِ وَ هِیَ الهَیْکَلُ الّذی بَناهُ بِحِکْمَتِهِ وَ هِیَ مَجْمُوعُ صُوَرِ العَالَمینَ وَ هِیَ المُخْتَصَرُ مِنَ العُلُومِ فی اللَّوحِ الْمَحْفُوظِ»(5) به واسطه شخصیتی، مثل علی علیه‌‎السّلام بیان واقع و حقیقت می‎شود.

پس، سزاوار است که زمین ادب ببوسیم، و خداوند متعال را به نعمت ولایت آن حضرت و فرزندان بزرگوارش، تا حضرت صاحب وقت، ولیّ عصر و مالک امر، مولانا المهدی ارواح العالمین له الفداء حمد و سپاس بگوییم: اَلْحَمْدُللهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِولایةِ اَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَ الاَئِمَّةِ الْمَعْصُومینَ سِیّما خاتَمِهِمْ وَ قائِمِهِمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِمْ اَجْمَعینَ.

پی‌نوشت‌ها:
1و2. بحار الأنوار، جلد ‏40، باب 91، حدیث 114.

3. بغیة الوعاة سیوطی، صفحه 243؛ تنقیح المقال مامقانی، جلد 1، صفحه 402، شماره 3769.

4. شرح نهج البلاغة ابن أبی‌الحدید، جلد ‏1، صفحه 24.

5. به نقل از تفسیر صافی، ذیل آیه 2 سوره بقره