بررسی آزادانه تاریخ اسلام، زمینه ساز وحدت مسلمانان
42 بازدید
تاریخ ارائه : 1/18/2014 4:12:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

بررسی آزادانه تاریخ اسلام، زمینه ساز وحدت مسلمانان

نوشتاری از آیت الله العظمی صافی مدظله العالی

سال‌ها و بلكه قرن‌ها و در هر عصر و زماني مسأله وحدت اسلامي مطرح بوده و تا به طور كامل و همه جانبه تحقق نيابد مطرح خواهد بود. مصلحين و انديشمندان در گذشته و حال همواره نگران اختلاف فِرَق بوده و يكي از موجبات مهم ضعف مسلمين در برابر كفار، اختلافات و تفرق و جدایي آنها از يكديگر است.

بديهي است كه بايد فِرَق مسلمين در عين حال اختلاف مذهب براي حفظ ما به الاشتراك و قدر جامع اسلامي خود همه يك زبان و همكار و متّفق باشند و در برابر بيگانگان كه ما به الامتياز اساسي آنها از مسلمانان نفي ما به الاشتراك فرَق مسلمين است متحد شوند.

همه مي‎دانند كه اسلام، دين توحيد است و توحيد، دين اسلام است، اگر چه تمام انبياء دعوت به توحيد نموده‎اند و چون دعوت به آن، كل حقيقت و حقيقت كل است و خلاف آن باطل محض است، دعوت به غير توحيد از سوي هيچ پيغمبر صادق و بر حقي قابل تصور نيست. ادياني كه همزمان با ظهور اسلام و بعثت حضرت خاتم الانبياء صلي‎الله عليه وآله تا زمان ما به رسالات آسماني و انبياي بر حق مثل موسي و عيسي منتسب مي‎باشند به واسطه تحريفات و دستكاري‌هاي گوناگون و در دست نبودن متون اوليه كتاب‌هاي آسماني آنها و بي‎اعتبار بودن استناد كتاب‌هايي كه در دست دارند، به وحي آسماني از خط اصيل توحيد منحرف شده و اگر فرضاً در بين آنها افرادي باشند كه در حدودي به سوي توحيد راه يافته باشند، متون تحريف شده مذهبي آنها آنان را به شرك سوق مي‎دهد و از توحيد دور مي‎نمايد.

از اين جهت، يگانه دين و يگانه كتابي که بر اساس توحيد قرار دارد و ساير عقائد و برنامه‎هايش شاخه و برگ و ميوه درخت توحيد است و در نهايت، صراحت و وضوح در همه برنامه‎هايش به توحيد دعوت كرده و شرك را در تمام صورت‌هايش مي‎كوبد. دين اسلام و قرآن مجيد است كه حتي گوستاولوبون فرانسوي جامعه شناس و شرق شناس معروف و مؤلف کتاب تمدّن اسلام مي‌گويد: توحيد، تاج افتخاري است که در بين تمام اديان بر سر دين اسلام گذارده شده است؛ و واقع و حقيقت هم اين است كه اسلام در بيان توحيد اعجاز كرده و هيچ منطق و بياني را نمي‎توان در برابر آن عرضه كرد و حتي دعوت انبيا به توحيد در قرآن مجيد به قدري رسا و شيوا و جذاب و هماهنگ بيان شده است كه درك خواننده از دعوت آنها به هيچ وجه تفاوت پيدا نمي‎كند. هيچ بيان و هيچ كتابي نمي‎تواند در چنين مسأله بزرگ و اساسي در عين بيان دعوت‌هاي افراد و اشخاص برخواسته در موقعيت‌ها و محيط‌هاي مختلف آنها را اين چنين هماهنگ و يك زبان معرفي نمايد.

بنابراين طبيعي است كه هر چه عقيده توحيد در قلوب راسخ‎تر شود و ابعاد متعدد و فراگير آن بيشتر تفهيم گردد، وحدت و يگانگي جامعه قوي‌تر مي‎شود. امور ديگر، مانند وحدت زبان و قوميت و وطنيت وحدتي را كه اسلام منظور دارد تأمين نخواهد كرد و برادري و اخوّت و وحدت، كل جامعه بشري را با اختلاف زبان و نژاد و وطن و فواصل و فوارق ديگر فراهم نمي‎سازد، بلكه به عكس موجب استضعاف و استعلا مي‎گردد.

اسلام مي‎تواند همه بشريت را بدون تفاوت و با حقوق متساوي با هم متحد سازد و به جامعه جهاني واحد برساند، اسلام نه اسم شخص است و نه اسم وطن و نه اسم نژاد و نه اسم قوم و ملت است.

تسليم خدا بودن و فرمانبري از احكام خدا، اسلام است. هويتي كه همه و هر كس مي‎تواند آن را تحصيل نمايد، بنابراين شكي نيست كه اسلام، وحدت جامعه را بنيانگذاري كرده و با برنامه‎هايي كه دارد روزي در كل دنيا مردم را به اين وحدت مي‎رساند. چنان كه هم اكنون مي‎بينيم فرياد بشريت از تجزيه‎هايي كه موجب به وجود آمدن نظام‌هاي گوناگون شده و افراد و جوامع را در برابر هم قرار داده است بلند شده و از آن شكايت دارند. قسمت عمده دسترنج زحمت‌كشان صرف تهيه اسلحه و تجهيزات جنگي ويرانگر و زمين برانداز مي‎شود و حكومت‎هاي بزرگ در تكثير اين اسلحه‎ها كه هر كدام براي نابود كردن ميليون‌ها بشر و ويران كردن بزرگترين شهرهاي دنیا كافي است با يكديگر مسابقه دارند.

اين جريان‌ها و بدبختي‌هايي كه گريبانگير بشر شده است در نتيجه اختلاف است و نگهبانان اختلافات همين سلطه جويان و مستكبران بزرگ و كوچك هستند كه وحدت جامعه، سلطه و استكبار و فرمانروایي و طاغوت منشي آنها را تهديد مي‎نمايد.

اسلام علاوه بر اين كه دين توحيد است در ضمن تعاليم خاصي مردم را با هم متحد و به هم نزديك مي‎نمايد و فواصل و فوارق بي‎معني را از ميان جوامع برمي‎دارد.

قرآن مجيد در اين دستور صريح و اعلان وحدت آفرين مي‎فرمايد:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقوُا؛ به ريسمان خدا چنگ بزنيد و جدا از هم نشويد.» [1]

و سپس دستور مي‎دهد كه نعمت خدا را بر خودتان كه پيش از اسلام با هم دشمن بوديد و خدا بين دل‌هايتان الفت داد و به واسطه نعمت خدا كه اسلام است با هم برادر شديد بياد بياوريد:

وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ اِذْ كُنْتُمْ اَعْداءً فَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْواناً[2]

و پيامبر اكرم صلي‎الله عليه وآله وسلم جامعه مسلمان را اين چنين معرفي مي‎فرمايد:

مَثَلُ الْمُؤْمِنينَ في تَوادّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اِذَا اشْتَكي مِنْهُ عُضْوٌ تَداعي لَهُ سائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّي[3]

مثل مؤمنين در دوستي شان با هم و مهر و رحمتشان به يكديگر مثل جسد است كه هرگاه عضوي از آن رنجور شود ساير اعضا نيز با او در تب و بي‎خوابي (ناراحتي) همدردي مي‎نمايند.

و اعلان مي‎دهد:

تَعالَوْا اِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلَّا اللهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعضاً اَرْباباً مِن دُونِ اللهِ[4]

و نيز مي‎فرمايد:

اِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقاكُمْ [5]

و تعاليم بسيار ديگر كه در ضمن آيات و روايات داده شده است همه وحدت آفرين است به طوري كه در هيچ دين و برنامه‎اي به فراهم كردن موجبات وحدت جامعه در ابعاد متعدد آن توجه و عنايت نشده است.

علاوه بر اينها چنان كه مي‎دانيم يكي از علل مهم تفرقه و اختلاف، حبّ جاه و رياست طلبي و برتري جویي است و ديگر تفسيرهاي گوناگوني است كه از دين در رابطه با همين اغراض فاسد يا از روي جهالت يا عدم استقامت سليقه و جهات ديگر مي‎شود.

در جهت نفي حبّ جاه و رياست علاوه بر آن كه، اسلام حاكميت را مختصّ به خدا مي‎داند و حاكيمت هر كسي را بر ديگري بدون اينكه شعاع حاكميت خدا و مستند به آن و تشريع الهي باشد نفي مي‎كند با تعليمات ويژه روح برتري‎جویي و علوّ را در مردم ضعيف مي‎نمايد و آن را در مسيري كه موجب ترقي واقعي انسان و منافي و معارض با حقوق ديگران نباشد هدايت مي‎نمايد.

مع ذلك برنامه اسلام اين است كه در هر عصري، فردي كه از هر جهت صلاحيّت اداره امور را داشته باشد و از استيشار و استعلا منزه باشد و به حكومت به نظر وسيله براي اجراي احكام الهي و تحقق معاونت انسان مي‎نگرد به مقام ولايت كبرا و خلافت الهيه از سوي خدا منصوب مي‎گردد تا نظام امور دين و دنياي مردم تحت نظر او و به صورت نظام واحد و جامعه واحد اداره گردد و بنابراين برنامه و نقشه اسلام اين است كه كل جهان يك نظام و يك جامعه اداره شود و اين رياست‎هاي مختلف و رژيم‎هاي غير شرعي از بين مي‎رود و براي جلوگيري از تحريف دين و تأويل‎هاي نادرست و تفسيرهاي مختلف نيز همين افراد را كه براي سرپرستي نظام امور معين كرده است مرجع كل قرار داده است كه در هر اختلاف در امر دين قول و عمل و راه حجّت و معتبر باشد و از تفرّق و تشتت آراء جلوگيري شود و چنان كه در حديث متواتر ثقلين است اينان و قرآن از يكديگر هرگز جدا نخواهند شد و هر كس به آنها تمسّك نمايد، هرگز گمراه نخواهد گشت.

امّا غريزه حبّ جاه و رياست طلبي و غرائز ديگر چيزهايي نيستند كه در همه كس با تعليم و تربيت و ارشاد و موعظه بالمرّه معدوم يا بي‌اثر شوند، زمينه‎هاي تأثير در اشخاص مختلف است و اقتضاي قبول و وجود يا عدم شرايط و موانع در همه كس يكسان نيست و بالأخره اين بشر مختار است و تعيين راهش با خودش مي‎باشد.

لذا مي‎بينيم با وحدت اسلامي از زمان رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم با اينكه به ظاهر هم شكل گرفته بود و پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم بنيانگذار آن، خودش حافظ آن و مانع از انحراف و تفرقه بود، به طور سري مخالفت شروع شد و اشخاصي كه قرآن آنها را منافق مي‎نامد و وحدت اسلامي و توحيد كلمه مانع از حصول اغراض و نيل به مقاصدشان بود با مخالفت خود با برنامه‎هاي وحدت آفرين اسلام در ولايت و حكومت بذر اختلافات را در بين مسلمين كاشتند.

پس از رحلت آن حضرت با جريان‌هايي كه اين مقاله گنجايش بيان آن را ندارد اختلاف ميان امت و هفتاد و سه فرقه شدن را پايه ريزي كردند و بين مردم و نگهبانان واقعي وحدت اسلامي فاصله انداختند و روزهايي بس تاريك را در تاريخ اسلام جلو آوردند.

و هرچه جلو آمدند تفرقه بيشتر و سخنان ناموزون و دور از كتاب و سنّت پيرامون اصول و فروع بيشتر شد و با ترك مراجعه به اهل بيت و عترت رسول‎خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم درهاي رفع اين اختلافات به روي مردم بسته شد.

براي جلوگيري از اين تفرقه و پراكندگي كه هيچگونه درماني جز مراجعه به عترت براي آن نيست اولين بار علي عليه‎السلام و زهرا عليهاالسلام وارد اقدام شدند و بالخصوص زهرا عليهاالسلام در مسجد مدينه آن خطبه مشحون از حقايق بلند اسلامي را خواند و مردم را از خطر راهي كه جلو پايشان گذارده بودند، آگاه كرد و پس از ايشان هم اين رشته دعوت به آنچه رمز وحدت و براندازنده عوامل تفرقه است از سوي ائمه عليهم‌السلام ادامه يافت و هسته وحدت يعني همان جامعه عصر رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم با آن شكل و نظام به صورت شيعه باقي ماند و به وسيله اين جمعيت و هدايت امامان فكر وحدت و حركت به سوي جامعه واحد جهاني و مبدل كردن تفرقه به توحيد كلمه تحت شعار تمسك به عترت و رجوع به اهل بيت عليهم‌السلام زنده ماند و نقشه وحدت اسلامي تبليغ مي‎شد و اگر نبود سلطه حكومت‌هاي جبار و موانعي كه ظاغوت‌ها در هر عصر فراهم مي‎كردند تا امروز جامعه مسلمين به وحدت رسيده بودند.

به نظر ما راه اساسي و ثمر بخش براي وحدت اسلامي و به عبارت ديگر آن چيزي كه ميتواند محقق وحدت گردد فقط بازگشت به مكتب اهل بيت و تمسك به ثقلين است و براي حصول اين مقصود بايد مسلمانان در مطالعه و تحقيق و بررسي جريان‌هاي صدر اسلام و سيره رسول خدا صليالله عليه وآله وسلم و حوادثي كه پس از رحلت آن حضرت اتفاق افتاد آزاد باشند و مراجعه به كتاب‌هايي مثل المراجعات، و الغدير، و اصل الشيعه، والنص و الاجتهاد، و ابوهريره، و شيخ المضيره، و احقاق الحق، و دلائل الصدق، و اعيان الشيعه، و عتبات و ترجمه آن، و فتح الملك العلي، و شواهد التنزيل آزاد گردد.

يقيناً در اين عصر كه افراد با سواد بسيار مي‎باشند اگر اين كتاب‌ها در اختيار افراد خصوص نسل جوان كه تشنه رسيدن به حقايق است قرار بگيرد خود به خود اين مسأله پيشرفت مي‎نمايد، تشنگان زلال حقيقت به منبع وحدت يعني ولايت اهل بيت عليهم‌السلام راه مي‎يابند.

با توجه به اينكه حقانيت اهل بيت را تاريخ روشن مي‎نمايد و با توجه به آگاهي و رشدي كه نسل معاصر پيدا كرده و روز به روز در توسعه است اطمينان داريم كه فرقه‎هاي مخترع قوس نزولي يافته و با پيوستن پيروان آنها به تشيع وحدت جامعه اسلامي رو به كمال خواهد رفت، بنابراين وحدت حقيقي در گرو آزادي تحقيق و بحث و بررسي و آزادي مطالعه و تماس و ارتباط سالم مسلمانان از شيعه و اهل سنّت با يكديگر و كاوش و پژوهش‌هاي صادقانه است و كساني كه از اينگونه ارتباط مسلمانان با يكديگر جلوگيري مي‎نمايند در واقع از وحدت مسلمين بيمناكند.

بايد مسلمانان را به حال خود بگذارند تا يكديگر را بشناسند، هويّت مذاهب را بشناسند، حقيقت رژيم‎هايي كه بر اسلام حكومت كردند را  بشناسند. وضع سياسي و مالي و اداري اين حكومت‌ها را كه با تعاليم اسلام و سيره پيغمبر اكرم صلي‎الله عليه وآله وسلم بسنجند و بفهمند كه مذاهبي كه اين حكومت‌ها را تمثيل نظام اسلام مي‎دانند و فرمانروايان طاغوت مآب و فرعون مسلك آنها بر حق نيستند و خلاصه با تحقيق و فحص از فرقه بر حق، بايد به وحدت حقيقي اسلامي رسيد.

بر خلاف اينكه بعضي بررسي‌ها و مناقشات و بحث‌هاي مذهبي و تحقيق پيرامون مسائل مورد اختلاف را موجب تفرقه و تشديد اختلاف مي‎دانند، اين بررسي‌ها كه بايد به طور سالم و حق طلبانه انجام شود اگرچه در آينده‎اي دور هم باشد محقق وحدت خواهد شد، زيرا وقتي در هر مسأله مورد اختلاف حق روشن شد طبعاً گرايش بيشتر مي‎شود و انصار حق و شناسندگان آن زياد مي‎شوند و گروندگان به باطل به تدريج به سوي حق جلب مي‎شوند و با از بين رفتن باطل يا كم شدن پيروان آن، حق حاكم مي‎گردد و فقط از اين راه مي‎توان به وحدت رسيد.

[1]و2. سوره آل عمران، آيه 103.

[3]. الجامع الصغير، حرف ميم.

[4]. سوره آل عمران، آيه 64.

[5]. سوره حجرات، آيه 13.