آیة الله شعر ...
76 بازدید
تاریخ ارائه : 12/2/2013 9:27:00 AM
موضوع: ادبیات فارسی

شعر یکی از بزرگترین نشانه ها و آیات خداوندی

نوشتاری از آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله

آيات خداوند متعال و نشانه‌هاي قدرت و حكمت الهي، بيرون از حدّ شمار و احصاء است. در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

«قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً»اين آيات، احصاناپذير است، و چنان‌كه شاعر با معرفت گفته است:هر گياهي كه از زمين رويد                 وحــده لاشــريك له گويدهمه‌ي كوه و صحرا، درختان، ستارگان و منظومه‌ها و كهكشان‌ها، درياها و جنبندگان كه با چشم‌هاي مسلحِ به ذره‌بين هم ديده نمي‌شوند، و موجوداتي كه به سال‌هاي نوري در حدّي از ما دورند كه آنها نيز با چشم‌هاي مسلحِ به دوربين ديده نمي‌شوند و ذرّه و اتم، همه آيات خدا هستند كه انسان، در معرفت آنها و ذات آنها با اين همه دانشي كه به دست آورده، مات و مبهوت مانده است، و بالاخره هر كس باشد و تا هر كجا و هر زمان صدها و هزارها سال، مَركب انديشه و تحقيق را براند مي‌گويد:دل گرچه در اين بــاديه بسيار شتافت   يك موي ندانست و بسي موي شكافت انـدر دل من هــزار خــورشـيد بتافت و آخــر بـه كــمال ذره‌اي راه نـيافتچه لذت‌بخش و نشاط‌آفرين است تفكر در اين كاينات، و چه اندك و كم است آنچه بر انسان كشف شده است در برابر آنچه نامكشوف مانده است.اميرالمؤمنين عليه‌السلام به خداوند عرضه مي‌دارند:«سُبْحَانَكَ‏ مَا أَعْظَمَ‏ مَا نَرَى مِنْ خَلْقِك‏»و ما بايد بگوييم چه اندك و كم است تفكر ما در اين آياتي كه مي‌بينيم، و شب و روزمان مستغرق در آنها هست. و چه قدر كم است آگاهي ما از آنها در كنار آنچه از آن علي الدوام غافليم.قال الله تعالي:«وَ كَأَينْ مِنْ آيةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يمُرُّونَ عَلَيها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُون‏. صَدَقَ اللهُ العَلِي العَظِيمُ»يكي از اين آيات عظيمه انفسيه - كه اگر چه بيشتر يا همگان با گوش و هوش خود با آن آشنا هستند، ولي در عظمت آن، كم انديشه مي‌شود، و ابعاد وسيع آن بسيار عميق است- ذوق و قريحه و طبع شعر و ميل به سخن‌سرايي موزون و لطيفه‌گويي و سخن به نظم و نظام‌گفتن است كه در تعريف كامل آن، اين الفاظ، گوياي حقيقت نيست.البته براي انسان‌هاي با معرفت كه فقط به ظاهر دنيا نمي‌نگرند، و مثل حيوانات - كه از سبزه و گياهان خوش‌رنگ و زيبا، به همان ظاهر و استفاده جسماني از آن اكتفا مي‌كنند- نيستند، و نيروي درّاكه‌اي دارند كه باطن اشياء را با آن درك مي‌كنند، جمال همه اشياء بر انسان، لذت‌‌بخش و شور و شوق‌آفرين است؛ شكوفه‌هاي درختان، مرغزارها و سبزه‌زارها و آبشارها و گل‌هاي رنگارنگ و آواز و الحان پرندگان و حركت ماهيان دريا و هزاران هزار كايناتي كه مي‌بينند، آنها را به پرواز در مي‌آورد و از خود بي‌خود مي‌سازد.اين قريحه و ذوق شعري و ادبي از هيچ‌كدام از آنها كمتر نيست كه براي بسياري بيشتر و بالاتر است. گاه براي اهل معرفت و ذوق، درك و بينشي كه از يكي آيات قرآن كريم فراهم مي‌شود، براي بقيه فراهم نمي‌شود.شوق و ذوقي كه براي اهل معرفت و معني در وقت شنيدن و خواندن خطبه‌هاي اميرالمؤمنين عليه‌السلام از نهج البلاغه حاصل مي‌شود، از تماشاي سبزه و گلزار فراهم نمي‌گردد.راجع به شعر و ادب و فنون و رموز آن كه يكي از فنون جميله و آيات الهيه است، سخن بسيار است. يكي از ابعاد بسيار مهم شعر كه كمتر مورد توجه است، بُعد دلالت آن بر وجود عالم غيب و باطن وجود انسان مي‌باشد.همان‌طور كه آيات آسمان و زمين، همه و هر كدام، كتاب‌هاي بزرگ معرفت‌بخش است، اشعار شعرا در ستايش و سپاس خدا، در مدائح پيغمبر خدا حضرت محمد مصطفي و اهل بيت آن حضرت سلام‌الله عليهم اجمعين، در مواعظ و نصايح و آداب و اخلاق، در دعوت به خير و تحريك به مهر و رحمت و احسان، در بيان عظمت كاينات زمين و آسمان و وصف طبيعت، و رشته‌هاي فني شعر و ادب، بسيار عجيب است.بايد همان‌طور كه وقتي يكي از آيات تكوينيه ظاهري را مي‌بينيم، زبان به تكبير و تعظيم و ستايش قدرت الهي باز مي‌كنيم، از شنيدن اشعار شعراي بزرگ نيز همين تسبيح و تعظيم را داشته باشيم.اين معاني كه خدا مي‌داند چند هزار سال يا چند صد هزار سال پيشتر بوده است و به زبان‌هاي مختلف و الفاظ و جمله‌هاي جداگانه گفته‌اند، و اين استعارات، اين تشبيهات، اين حقايق و اين لطايف از كجا مي‌آيد؟ و چگونه است كه تمام‌شدني نيست و چگونه در انديشه مي‌آيد؟ غير از اين است كه هر انديشمندي مي‌فهمد كه انسان، اين گوشت و پوستِ در استخوان نيست، و حقيقتش بسيار والا و بالا است. خودش، خود را كم گرفته است، و اسير ظاهر و لذات ظاهر نموده است. اين شعراي عرب و عجم، هر بيت شعرشان، كلمه‌اي از كلمات خدا و آيتي از آيات خدا است.آيا مثل اين شعر از آيات الهي نيست؟ اگر سنگ و كلوخ و كوه و ابر و آب و برگ هر درخت، آيتي الهي است، اين ابيات به اين عنوان سزاوارترند:ســپاس و حـمـد بي‌حد است خدا را    كــه از كـــتم عــدم آورد مـــا راخداوندي كه وحدت پــايه‌ي او است    زمــــين و آسمان در سايه‌ي او است بــسيطي خــارج از تـركـيب و پيوند   محــيـطي پـاك از هــمـتا و مــانندچــسان ايـن بــنده حمـدش را نمايد؟    كه بـر هــر حـمد، حـمـدي لازم آيد   به پيش آن كه بي‌پيوند و خـويش است        هرآن را معرفت بيش است پيش است، يكي ديگر از ويژگي‌هاي شعر، نقش و تأثير آن در روح و انديشه شنونده است كه گاه بسيار شگفت‌انگيز است، و بسا كه اثر يك بيت شعر، شخص را عوض كند، و سال‌ها و تا عمر دارد باقي بماند.به اين جهت، نقش شعراي متعهد در تربيت جامعه و هدايت همگان خصوص نسل جوان و تحول فكري، عامل مهمي به شمار مي‌آيد؛ بسا يك شعر در معارف، در اخلاق و در مواعظ به گونه‌اي مؤثر شود كه سخنراني‌هاي متعدد، آن اثر را ندارد.در حركت‌هاي بزرگ تاريخ، در تهييج اقوام و در دعوت به كارهاي نيك، و اقدامات بزرگ سرنوشت‌ساز، در اظهار حق و كوبيدن باطل، كاري كه از شعر بر مي‌آيد با صرف هزينه‌هاي كلام فراهم نمي‌شود.براي اشعار شعراي صدر اسلام، مثل حسان، لبيد، و يا اشعاري مثل قصيده ميميمه فرزدق در آن موقعيت حساس كه كسي زبان به بيان حق باز نمي‌كرد، و يا اشعار سيد حميري و دعبل و كميت و صدها شعراي شجاع و خود نفروخته، نمي‌توان ارزشي معين نمود. اين اشعار، هميشه در طي مرور قرون و اعصار، آموزنده و انسان‌ساز بوده است.شعرهاي شعراي فارسي‌زبان در الهيات و مدايح حضرت رسول اكرم و ائمه طاهرين صلوات‌الله عليهم اجمعين و بيان حقايق و مواعظ، و وصف حال طبيعت و قدرت الهي، و هم در مراثي مخصوصاً در موضوع عاشورا، نيز سازنده و وسيله‌ي انتقال حقايق و حفظ هويت فرهنگي اسلامي و مذهبي بوده و هست.در اين ميان هم، افرادي به عنوان شاعر، از اين نعمت عالي طبع شعر و ذوق، سوء استفاده نموده، و با سرودن اشعار مبتذل، به ترويج فساد اخلاق و گمراه‌كردن مردم و مدح ستمگران پرداختند، و به جاي شكر اين نعمت، كفران نعمت نمودند. 

منبع: معارف دين3، تأليف حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني‌مدظله العالي