غدیر، فرع بعثت است
25 بازدید
تاریخ ارائه : 10/21/2013 10:43:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

نوشتار آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله العالي

در وصف روز بزرگ غدير

منتشره در روزنامه اطلاعات 92/7/28 ص1و3

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[1]

اْليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً [2]

ارتباط بعثت و غدير

روز تاريخي و بزرگ عيد سعيد غدير مانند روز عظيم بعثت با اهميت و بي‌نظير است. اين دو روز با يکديگر، پيوند و بستگي کامل دارند. بعثت، اصل، اساس و پايه انقلاب الهي، جهاني و جاوداني اسلام، و روز غدير مکمّل و تداوم‌بخش آن است. غدير در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پيش‌آهنگ غدير است.

بعثت، سرآغاز ابلاغ وحي و عرضه نظامات فراگير و همه جانبه اسلام، تا تشکيل حکومت اسلامي و حاکميت الله به رهبري شخص رسول اعظم صلّي‌الله عليه و آله و سلّم است، و روز غدير کامل‌کننده‌ي دين و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبري اميرالمؤمنين و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم عليهم السلام است.

اين دو همايون‌روز، با يکديگر هم‌سويي معنوي و بستگي ناگسستني دارند. حصار خلل‌ناپذير اسلام را که توحيد همچون پي بناست، امامت چار ديوار و بعثت سقف است. پس هيچ‌يک از اين دو روز را از ديگري بي‌نيازي نيست که هر دو خط اسلام را در تأسيس و بقا ترسيم نموده‌اند، نه اسلام منهاي حکومت و نظام غدير است و نه نظام غدير، غير از اسلام است.

استمرار نظام انبياي الهي در غدير

نظامي که در غدير به آن‌صورت عام و جلوه رسمي به همگان اعلام شد نظامي است که همواره استمرار داشته و هرگز منقطع نخواهد شد و زمين هيچ‌گاه از شخصي که صاحب، مدير و رهبر آن نظام باشد خالي نخواهد ماند.

چنان‌که اميرالمؤمنين علي عليه‌السّلام در خبري که خاص و عام آن را روايت نموده‌اند مي‌فرمايد:

«اللَّهُمَ‏ بَلَى‏ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ للهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً»[3]

مسلمانان راستين و متعهّد همواره تابعيت اين نظام را که نظام امامت و ولايت است داشته‌اند و دارند و اگر به ظاهر تابعيت يکي از نظامات ديگر را داشته باشند و يا در کشورهاي بيگانه ناچار از مراعات نظامات آنها باشند در همان حال و همان‌جا نيز بايد تابع نظام امامت باشند و در حال مراعات از نظام‌هاي غيرمسلمان، بايد در محدوده تابعيت از نظام امامت عمل نمايند و از آن خارج نشوند.

اعتراف به غدير، تنها راه وحدت

دعوت غدير و ابلاغ  مَا أنْزِلَ عَلَي النَّبِيِّ مِنْ رَبِّهِ در يک کلمه به ابلاغ علي‌محوري در امر دين و همه شئون اسلامي خلاصه مي‌شود، حقيقت و هويّتي که احاديث صحيحه کتب صحاح، مسانيد و جوامع معتبر حديث مسلمين بر آن دلالت و صراحت دارد، مثل حديث شريف «عَلِيٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُور حَيْثُما دارَ»[4] و حديث «عَلِيٌّ مَعَ القُرْآنِ وَ الْقُرْآنِ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ»[5] يعني همان علي‌محوري جامع و شامل همه شئونات دنيوي و اخروي ديني. احاديث متواتر ثقلين هم هدايتش همان علي‌محوري در دين و در عقايد صحيح اسلامي.

در علوم مبدأ و معاد، تفسير قرآن، فقه و معارف وحياني همه علي‌محوري است و محور و حجّت در همه علي است، در ولايت، در امامت، در ارشاد به الهيات و عبادات همه، محور علي است نه براي کسي غير از علي اين معني به طور مطلق و عام عنوان شده و نه کسي اين محوريّت را از علي عليه السلام سلب مي‌نمايد.

در اداره جامعه و اختيارات ظاهري هم محور علي عليه السلام است و با حضور علي عليه السلام مداخله غير علي عليه السلام صحيح نيست و اگر به هر جهتي اين محوريّت حقيقي و شرعي در خارج به شکل ديگر در آمد محدود به همان زمان حضور علي عليه السلام در جامعه و حيات ايشان و در همان امر ظاهري اداره بود که در حال حاضر در خارج با توجه به عدم حضور علي عليه‌السّلام در جامعه موضوع ندارد، يعني خلاف در علي‌محوري در جامعه کنوني در بُعد اجراء و اداره، سلب و اثبات ندارد نه اين‌که از مقام و منزلت علي چيزي کم باشد.

 در علي‌محوري و ايمان به علي‌محوري در دين و شئون ديني بين شيعه و سنّي اختلافي نيست و کسي اين محوريّت را ندارد و حضور فيزيکي علي و عدم حضور آن حضرت در اين محوريّت علي السواء است، چنانچه فخر رازي مي‌گويد: «هر که علي را محور بداند راه مستقيم رفته است»[6]

يعني چنان‌که پيغمبر اکرم صلّی‌الله عليه و آله در همه ازمنه و اعصار محور است، علي نيز به تنصيص حضرت پيغمبر صلّی‌الله عليه و آله محور است هر چند در امور اداره ظاهري به واسطه عدم حضور در جامعه، اين محوريّت را ندارد.

بنابراين علي‌محوري که در غدير خم ابلاغ شد، مثل همان روز ابلاغ نقطه مرکزي وحدت است و نقطه‌اي است که در معني عام آن و بر حسب احاديث ثقلين[7]  که قرآن و عترت را الي يوم القيامة عِدل يکديگر قرار داد، علي‌محوري و وجود حجّت در هر عصر و اعصار از اهل بيت عليهم‌السلام، محور اعتصام به حبل الله و وحدت اسلامي است، چنان‌که بر حسب احاديث امان[8]، محور بقاء اهل ارض مي‌باشند.

چند توصيه مهم

بديهي است روز ابلاغ و اعلان تشکيل نظامي که در آن، واقعيت و هويت حاکميت الله ظهور مي‌يابد از ايام الله بزرگ است که بايد سالروز آن را گرامي داشت و پيام و درسي را که براي همه جهانيان به ويژه مسلمانان دارد همواره بازگو کرد. روزي که دين در آن به کمال رسيده و نعمت خداوند متعال بر اين امت تمام يافته است، بسيار با عظمت است. ياد آن روز که نظام سياسي دين، اعلام و رهبري فکري، علمي، معنوي، سياسي و امام، حجّة الله، وليّ الله و خليفة الله معرّفي شده است، بايد هميشه در دل‌ها زنده بماند و تعهد جامعه به بزرگداشت و پيروي از آن آشکار باشد.

بايد در هر فرصت مناسب و به خصوص در ماه ذي الحجة پيرامون ابعاد اين نظام، شرايط و شخصيت رهبران آن و ويژگي‌هاي حکومت در اسلام، سخنراني‌ها، کنفرانس‌ها، سمينارها و تأليف کتاب و تحقيق و بررسي ادامه يابد.

- ترويج غدير از خانواده

بايد پدران و مادران، داستان مهمّ غدير را براي کودکان و نونهالان خود بازگو کنند و آنان را به ولايت حجّت بالغه‌ي الهي، آشناتر سازند و از عطر ياد، نام و محبت حضرت علي بن ابي‌طالب عليه افضل‌التحية و السلام و الگوگيري از حيات طيّبه حضرتش، جان خود را سرزنده و زندگي خود را پر برکت نمايند و خانه خويش را به نور معرفت علوي و هدايت‌هاي آسماني اميرمؤمنان، مزيّن سازند.

- تبليغ غدير در رسانه‌ها

غدير از ارکان شخصيت و هويّت مکتب اهل بيت عليهم‌السّلام است؛ بايد روزنامه‌ها، رسانه‌ها و سايت‌ها همه در اين دهه از غدير بنويسند، بگويند و حقايق غدير را منتشر کنند. هم‌چنين منابر، سخنراني‌ها و همايش‌ها به نام مقدّس غدير مزيّن و به آن اختصاص داده شود.

- تأسيس رشته‌ى غديرشناسى

بايد غدير در تمام حوزه‌ها و دانشگاه‌ها تدريس شود و همگان پيام‌هاي جامع و جهاني آن را دريافت نمايند؛‌ کرسي‌هاي غديرشناسي در مراکز علمي معتبر ايجاد گردد و علماء، دانشمندان، اساتيد و پژوهشگران، در حدّ وسع خويش اقدام به پي‌گيري و تأسيس اين رشته‌ي بسيار مهم در مؤسسات علمي و پژوهشي مربوطه در سراسر دنيا نمايند.

[1]. سوره مائده، ‌آیه 67.

[2]. همان، آیه 3.

[3]. نهج البلاغة صبحی صالح، حكمت 147.

[4]. بحار الأنوار، جلد 33، باب23، حديث 606؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی الحديد، جلد ‏2، صفحه 286.

[5]. أمالی شيخ طوسی، جلد 2، صفحه 120؛ مجمع الزوائد هيثمی، جلد 9، صفحه 134؛ فرائد السمطين جوينی، جلد 1، صفحه 177.

[6]. تفسير فخر رازی، جلد 1، صفحه 108.

[7]. احاديث ثقلين علاوه بر نقل در كتب روايی شيعه در مصادر معتبر اهل سنّت، مانند سنن ترمذی، جلد 12، صفحه 258؛ مسند احمد، جلد 44، صفحه 134؛ المعجم الکبیر طبرانی، جلد 5، صفحه 89 نيز آمده است.

[8]. احادیث امان علاوه بر نقل در مصادر روايی شيعه، در مصادر اهل سنّت نقل شده است از جمله: المستدرک علی الصحيحين حاكم نیشابوری، جلد 3، صفحه 149؛ مجمع الزوائد هیثمی، جلد 9، صفحه 174.