این ماجرا را حتماً بخوانید ...
15 بازدید
تاریخ ارائه : 10/5/2013 1:46:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

رنجش خاطر آيت الله العظمي صافي و دلجويي آيت الله العظمي بروجردي

آيت الله العظمي صافي نقل مي‌کنند: یک روز - شاید در همین دو سه سال پایان عمر شریف و پربرکتشان- در جلسه استفتاء مسأله‌ای مطرح شد.

آقا اظهار نظر فرمودند و حقیر، ایرادی عرض کردم، و کلام ردّ‌ و بدل شد. آقا فرمودند مثلاً به این تعبیر که من پیر شده‌ام اشاره به این‌که حال بحث ندارم. همین، و بیش از این نفرمودند، ولی این هم از ایشان به حقیر، حالت اعتراض‌گونه‌ای داشت.

بنده ناراحت شدم و سکوت کردم. کار خلافی کردم یا نه، روز دیگر به اتفاق حضرت آقای اخوی در جلسه استفتا یک یا دو جلسه شرکت نکردم.

آن مرد بزرگ‌ و آن عنصر سیادت و اخلاق در مقام دلجویی از حقیر برآمدند. مرحوم حاج احمد خادمی پیشکار مخصوص خود را فرستادند به این بیان که با آن همه سوابق که با مرحوم والدتان دارم و با این همه سوابق و به تعبیر من حقوق بزرگی که به شما دارم این عکس‌العمل سزاوار نبود.

به هر حال امر فرموده بودند که مرا به خدمتشان ببرد. وقتی شرفیاب محضرشان شدم دو مرتبه فرمودند: «من عذر می‌خواهم»

حقیر که به شدت شرمنده شده بودم، دست مبارکشان را بوسیدم، و عرض کردم که این اظهار لطف و عذرخواهی از مثل شما بیشتر مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد (البته عین الفاظ نیست و مضمون آن است). حقیر، اکنون هم در برابر روح بزرگ آن مرحوم احساس شرمندگی می‌کنم و الطاف او را سپاسگزارم. اللّهم اجره عن الاسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین.

منبع: کتاب فخر دوران تأليف آيت الله العظمي صافي