اندرزهای آیت الله العظمی صافی به دانش آموزان، دانشجویان و اساتید
30 بازدید
تاریخ ارائه : 9/22/2013 11:56:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

 اندرزهاي آيت الله العظمي صافي به دانشجويان و اساتيد در آغاز سال تحصيلي جديد

نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي مدظله الوارف

* مردم و کشورهاي اسلامي همه، به شما و آينده‌ي درخشان شما دل ‌بسته‌اند.

* ما در انتظار جامعه‌اي مترقي و متمدّن و با اخلاق هستيم.

* دنيا و آينده آن براي جوامع و ملّت‌هاي عالم و دانا است.

* هيچ وسيلهاي براي غلبه و پيروزي بر استكبار و استبداد، قويتر از علم نيست.

بسم الله الرحمن الرحيم

قال رَسُول الله صَلّي الله عليه و آله: «أَلا اِنَّ اللهَ يُحِبُّ بُغاةَ الْعِلْمِ؛ آگاه باشيد که خداوند، طالبان علم را دوست دارد.»[1]

به اخلاق خدا آراسته شويد

نشان‌يافتن و نشان‌داشتن از خدا، همان دارا بودن اخلاق كريمه الهي است كه مهمترين و سرآمد آنها علم و قدرت، دانايي و توانايي است. اين دو صفت با هم ملازمت و مصاحبت ضروريه وتنگاتنگ دارند و افتراق و جدايي آنها از يكديگر ممكن نيست.

در روايات آمده است که «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللهِ»؛[2] يعني به اخلاق خدا، خود را آراسته نماييد و خود را به صفات خداوند بياراييد. در بين صفات خداوند متعال، صفت علم، اشرف صفات و اسم «العالم» اعظم اسماي صفاتيه است. بيشتر اسما و صفات جماليه و جلاليه، به اين اسم و اسم «القادر» و صفت قدرت بر مي‎گردد. بنابراين تزيّن به زينت و زيور علم و آراسته شدن به اين صفت، از اخلاق ديگر بالاتر و ارزنده‎تر است.

هر كجا دانايي باشد، توانايي هست و هر كجا توانايي باشد، دانايي نيز هست. پس در ميان آنچه بشر مي‌خواهد و مي‎جويد و مطالب و خواسته‎هايي كه دارد، خواسته و مطلوبي از علم بالاتر نيست كه هر چه طالب آن، به مطلوب مي‎رسد، باز طلبش بيشتر و آن را بيشتر و بهتر مي‌خواهد.

بايد درس خواند تا ...

بايد فرصت علم‌آموزي را غنيمت شمرد، درس خواند تا آگاهي و معرفت پيدا کرد. درس خواند تا خود و جامعه و اسلام را عزيز و سربلند نمود. درس خواند تا خود و ديگران را از ظلمت جهالت نجات داد.

بايد درس خواند، براي اينكه مشكلاتي را كه در رشته‎هاي گوناگون علمي تاكنون لاينحل مانده، حل نمود و با سرپنجه بينش و دانش گره‎هاي باز نشده از كار بشر را باز کرد.

بايد درس خواند تا دانشمند شد؛ بايد فهميد که دانش‌آموزان و دانشجويان ما از ديگران در استعداد و نيل به مدارج عاليه كمال و معارج ساميه ابتكار و اختراع كمتر نيستند، بلكه قوي‎تر و رشيدترند.

آينده براي ملت‌هاي عالم و داناست

در اسباب و وسايل ظاهري، هيچ وسيله‎اي بر غلبه و پيروزي بر استكبار و استبداد قوي‎تر از علم نيست.

بايد دانست كه دنيا و آينده آن براي ملّت‌هاي عالم و دانا است، و اين دانش‌پژوهان هستند كه بايد ملت اسلام را به مجد و عزت ديرين و بيشتر از آن برسانند.

خداوند متعال به بشر و اين مخلوق هنوز هم ناشناخته، لياقت تسخير كاينات زميني و آسماني را عطا كرده، يا به بيان ديگر، آنها را مسخّر او گردانيده است.

بايد پيش رفت و اسرار كاينات و آيات علم و قدرت خدا را كشف نمود. عزّت و قوّت و استقلال و هر چيز خوبي كه فطرت سالم و پاك بشر، طالب آن است، با علم فراهم مي‎شود و ذلّت و ضعف و زبوني، نتيجه جهل و ناآگاهي است.

علم‌آموزي، جهاد در راه خدا

بايد دانش‌آموزان خود را براي اسلام و براي اعلاي كلمة ‎الله و حصول اهداف الهي، قرآني و براي خدمت به محرومان و نجات مستضعفان آماده سازند و هر رنج و تلاشي را كه در تحصيل علم متحمل مي‎شوند، با نيت خالص و پاك آن را في سبيل‎الله و در راه خدا و راه آسايش خلق خدا محسوب دارند، تا از اجر و ثواب بسيار برخوردار شوند.

بايد اين عزيزان بدانند كه همه در انتظار آنها هستند؛ خداوند متعال از آنها سعي و عمل و مجاهدت مي‎خواهد. اسلام و پيامبر عظيم‎الشأن در انتظار تحصيلات دبستاني و دبيرستاني و دانشگاهي، و بعد هم تحقيقات علمي آنها هستند. ائمه طاهرين عليهم‎السّلام بخصوص حضرت بقية‎الله، امام عصر ارواح العالمين له الفداء از آنها انتظار دارند.

نظر همه و تمام جامعه به اين مراكز علمي و كلاس‌هاي تعليماتي و درس دوخته شده كه آنها چگونه عمل مي‎كنند، چگونه تلاش مي‎كنند و چگونه خود را براي خدمت به انسان‌ها آماده مي‎نمايند؟

لزوم اجتناب از آسيب‌هاي علم‌آموزي

دانش‌پژوهان عزيز بايد سعي نمايند چنان باشند كه از فهم و بينش بيشتر و آگاهي زيادتر لذت ببرند؛ اوقات خود را به بطالت، معاشرت‌هاي بيهوده و بعضي بازي‌ها و مسابقات بيهوده، كه كمالي از آن نه براي روح و نه براي جسم حاصل نمي‎شود، و ارزش حقيقي انسان‌ها را بالا نمي‎برد، تلف نكنند. در پي كسب كمالات حقيقي و سير الي ‎الله باشند. آيه كريمه:  «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً»[3] و «ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا اِلّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»[4] و مضامين بلند تعاليم نوراني قرآن را فراموش نكنند. از ملاهي و مناهي پرهيز نمايند و از سرگرم شدن به بازي‌هاي وقت بر باد ده خود را دور نگهدارند. بعضي از بازي‌ها موجب افت تحصيلي جوانان و دانش‎آموزان مي‎شود گرچه با نام تقويت فكر و ذهن باشد.

اگر مي‎خواهند در تحصيل كمالات حقيقي موفق شوند و اگر مدرسه و محيط خانواده علاقه به توفيق آنها دارند، همه بايد در دور بودن از ملاهي و مناهي، با آنها همراهي و همكاري نمايند، و خلاصه تلاش كنند عمر، وقت، حيات و فرصت‌هايي را كه دارند و همه خواه و ناخواه از دست خواهد رفت، به رايگان با بهاي كم از دست ندهند. براي اين نعمت‎هاي بزرگ الهي، بها و ارزشي، غير از علم، معرفت، رضاي خدا، ثواب خدا و سير الي الله نيست، كه حضرت اميرالمؤمنين، عليه‎السلام، مي‎فرمايد: «اَلا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها اِنَّهُ لَيْسَ لاَِنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلَّا الْجَنَّةَ فَلا تَبيعُوها اِلّا بِها؛ آيا آزاده‎اي نيست كه اين دنيا را كه در كم‎ارزشي، همچون ته‎مانده طعامي است كه در دهان باقي مي‎ماند، به اهلش واگذارد. به راستي كه جز بهشت، هيچ ارزشي براي جان‌هايتان نيست؛ پس جان‌هايتان را به غير از بهشت، نفروشيد.»[5]

خود را متعهد بدانند و متعهد بسازند كه از كارهاي زشت و ناشايست و حرام اجتناب كنند و واجبات و فرايض را انجام دهند و مخصوصاً به نماز، كه معراج مؤمن است، اهميت بدهند. در جمعه و جماعات شركت نمايند و وقار دانش‎آموزي و دانشجويي را پاس دارند.

خداوند متعال را در همه حالات فراموش نكنند و درس و تدريس و تعليم و تعلّم را براي رضاي او و اتصاف به صفت الهي علم قرار دهند و از او استعانت و كمك بخواهند.

به مولي الوري حضرت بقية ‎الله مولانا المهدي ارواح العالمين له الفداء متوسل باشند و بدانند كه وجود مقدس و بزرگوار آن حضرت، كه امروز در اين عالم، آيتي اعظم و اكبر از وجود او براي خدا نيست، از موفقيتي كه نصيب آنها مي‎شود، بيشتر مسرور و خوشحال مي‎گردند و همه بدانند که فرزندان روحاني آن حضرت‌اند و آن حضرت بيش از هر پدري توفيق فرزند را در علم، و عمل و كسب كمال، دوستدار و خواهانند.

معلّمان متعهّد، هدايتگران راه سعادت

نکته ديگري هم که لازم است آن را مطرح کرد، نقش ويژه معلمان و استادان در هدايت‌گري براي پيمودن اين راه بزرگ سعادت است.

شغل شريف معلّمي از مشاغلي است كه عقل و شرع بر احترام آن اتفاق دارند و علوّ منزلت و رتبه معلّم در بين تمام ملل و امم همواره مورد تصديق و تأييد بوده و هست.

خداوند متعال طبق فرموده خود، در قرآن مجيد، معلم كلّ انسان‌ها و معلم آدم ابو البشر و معلم حضرت رسول خاتم صلي الله عليه و آله است و تمام ممكنات، زير پوشش تعليم و تربيت تكويني، تشريعي و فطري او قرار دارند.

انبياي عظام يكي از بزرگترين وظايفشان، تعليم و تربيت است و حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم افضل مخلوقات و خواجه کاينات در تقدير و تعظيم مقام معلم طبق فرموده خودشان، «اِنَّما بُعِثْتُ مُعَلِّماً»[6]، معلم كتاب و حكمت بود.

اميرالمؤمنين و ساير ائمه اطهار سلام الله عليهم مظاهر صفت تعليم و تربيت جامعه الهيّه هستند. مدرسه تعليم و بيان علوم و معارف و احكام آن بزرگواران، از همان صدر اسلام گشايش يافت و تا به امروز، يگانه مدرسه جهاني است كه هزاران معلم در آن پرورش يافته و در اطراف و اكناف جهان، شهر و روستا، مساجد و حسينيه‎ها، مدارس و دانشگاه‌ها و منازل، شغل مقدّس آموزگاري دارند.

معلّم قرآن، معلّم احكام، معلّم اخلاق، معلّم اعتقادات و اصول دين، معلّم خطّ و نگارش، معلّم تاريخ و سرگذشت عبرت انگيز گذشتگان، معلّم علوم ادب، معلّم علوم پزشكي، معلّم فيزيك، شيمي، رياضيات، هيأت و نجوم، معلّم انواع صنايع، معدن شناسي، زمين شناسي، گياه شناسي و ... همه فضيلت دارند، و تعليم همه را مي‎توان به عنوان خدمت به جامعه و عزت و شوكت اسلام و مسلمين و رفع نياز از بيگانگان، براي كسب ثواب و رضاي خداوند متعال انجام داد. البته بديهي است که در اينجا مقصود از تعليم و معلّم، تعليم علوم مشروعه و كمالات مفيده است.

در صورتي كه معلّم با اين شعور و ادراك عالي و هدف مقدس، علومِ مذكوره را تعليم دهد، هيچ يك از متاع‌هاي دنيوي را نمي‎توان با ارزش كار او برابر شمرد.

هر چه خلوص نيّت معلّم، در اين راه بيشتر و اهتمام او در تربيت افراد مفيدتر و كامل‌تر باشد، ارزش معنوي كار او بيشتر مي‎شود.

در جامعه اسلامي، وقتي سخن از تعليم و معلّم و شأن و مقام معلّم به ميان مي‎آيد، تعليم و تعلّم در رشته‎هاي مذكور است، هر چند تعليم علوم اسلامي و علوم قرآن و شرعيّات را موقعيّتي خاص است، امّا چون همه اين علوم براي كمال دين و آخرت و نظام معاش و معاد و نفي فقر و جهل لازم است، و از طرفي معلّم در همه اين رشته‎ها مي‎تواند در ضمن تدريس، دانش آموزان را با اسلام و معارف و مكتب حق اهل بيت عليهم السلام آشنا سازد، شغل معلم فرصت بسيار خوبي براي او است كه دانش‎آموزان را به راه راست اسلام هدايت نمايد، و بالعكس، چنانچه خداي ناكرده، معلّم، متعهّد نباشد و سلامتي اخلاقي و عقيدتي نداشته باشد، در هر رشته‎اي كه تدريس كند، ممكن است بر افكار و عقايد و اخلاق دانش‎آموز، اثر سوء بگذارد.

در اين ميان هم، رشته‎هايي از آداب و فنون فساد انگيز مي‎باشد كه آموزش و تعليم آنها جايز نيست و حساب معلمان حقيقي، كه با انبيا و ائمه عليهم السلام همكاري دارند و از مكتب آنها الهام مي‎گيرند، از كساني كه به آموزش اين فنون مبتذل و حرام عمر خود و ديگران را ضايع مي‎نمايند، جداست.

لزوم قدرداني واقعي از مقام معلّم

و معلّماني که با اين خصوصيات در راستاي ترويج دين به اين شغل شريف پرداختند بايد قدردانشان بود؛ چرا که در روايات از معلم به پدري و ابوت تعبير شده است؛ شأن معلم و متعلم، همان شأن مولي و عبد است؛ اگر چنان که بايد قدرداني از معلم نشود کفران نعمت، و اگر در جامعه چنان باشد که از بازيگر و بلکه خواننده و نوازنده بيش از معلم يا هم طراز با معلم احترام کنند و جوائز کلان را به اصطلاح به هنرمندان و اصحاب ملاهي بدهد، علامت انحطاط اخلاقي است.

اساتيد و معلّمان بزرگوار و محترم، بايد اهتمام داشته باشند تا كار خود را براي خدا و در راه خدا قرار دهند و با دانش‎آموزاني كه در كلاس آنها هستند، با كمال مهر و محبت و فروتني رفتار كنند؛ مسئولانه در كلاس حاضر شده و از امانت‌هايي كه به آنها سپرده شده و مي‎شود، خوب نگهداري كنند كه عمر و وقت آنها، كه نه فقط به خودشان، بلكه به كلّ جامعه مربوط است، تلف نشود.

آينده جامعه مرهون اخلاق معلّمان

بدانند كه اخلاق، آداب، روش و گفتار و كردار معلّم، حتي ظاهر لباس و سر و صورت او، بر دانش‎آموز تأثير مي‎گذارد و بعد از خانه و محيط منزل، يا مهم‌تر از خانه، محيط انسان‎ساز، محيط مدرسه و كلاس درس و اخلاق معلّم است. «وَالْبَلَدُ الطَّيِبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذي خَبُثَ لايَخْرُجُ اِلّا نَكِداً؛ زمين پاك گياهش به اذن پروردگارش مي‎رويد و آنچه پليد است جز [حاصلي] ناچيز نمي‌پروراند.»[7]

[1]. كليني، محمّد؛ كافي، ج 1، ص 30، ح 1.

[2]. علامه مجلسي؛ بحار الأنوار، ج 61، ص 129.

[3]. مؤمنون، آيه 115؛ آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را بيهوده آفريديم؟

[4]. عنكبوت، آيه 64؛ اين دنيا، چيزي نيست، مگر لهو و لعب.

[5]. نهج البلاغة، حكمت 456.

[6]. سنن دارمي، ج 1، ص 100؛ تنها براي تعليم، برانگيخته شدم.

[7]. اعراف، آيه 58.